آموزش قرائت

تفسیر قرآن

ترجمه قرآن

متن قرآن

ندای قرآن

تأیید تورات وانجیل در قرآن

شبهه: با توجه به اینكه كهنترین نسخه های تورات و انجیل، مربوط به قبل از ظهور اسلام هستند، و قرآن خطاب به اهل كتاب خود را «مصدّقاً لما معكم» معرفی می كند، یعنی تصدیقگر چیزی است كه با ایشان است، این تأیید قرآن با تحریف تورات و انجیل، همخوانی ندارد.

پاسخ

در قرآن کریم آیاتی متعددی وجود دارد که قرآن را مصدق تورات و انجیل معرفی کرده است. مثلا در آیه ۴۱ سوره بقره « مُصَدِّقاً لِما مَعَكُم»، در آیه ۹۱ سوره بقره« مُصَدِّقاً لِما مَعَهُم»، در آیه ۳ سوره آل عمران «نَزَّلَ عَلَیكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَیهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجیل» و... آمده است.   

در تمام این آیات «مصدق» به معنای تصدیق کننده از ماده صدق گرفته شده است. وقتى گفته مى شود من گفتار فلانى را تصدیق كردم، معنایش این است كه با آن معامله صدق نمودم و اعتراف دارم كه او راست مى گوید، و همچنین وقتى گفته مى شود: فلان گفتار را تصدیق دارم معنایش این است كه به راستى و درستى آن اعتراف كردم.

و مراد از جمله:« لِما بَینَ یدَیهِ»، «لما معکم» و «لما معهم» كتب آسمانى حاضر در عصر نزول قرآن یعنى تورات و انجیل است.

این آیات شریفه خالى از دلالت بر این معنا نیست كه تورات و انجیلى كه آن روز در دست یهود و نصارا بوده، همه اش تحریف شده نبوده بلكه پاره اى از مطالب آن همان تورات و انجیل واقعى بوده، كه بر موسى و عیسى(ع) نازل شده، اما همه آنها آیاتى كه از طرف خدا نازل شده باشد نبوده، بلكه دستخوش سقط و تحریف شده است. این نیز مسلم است كه تورات و انجیل زمان رسول خدا (ص) همین تورات و انجیل چهارگانه (مرقس، یوحنا، متى و لوقا) زمان ما بوده است.

پس قرآن كریم این تورات و اناجیل را فى الجمله نه صد در صد قبول دارد، و نیز به وقوع تحریف، و دستخوردگى آن شهادت داده مى فرماید: «وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیةً یحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ، وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ- تا آنجا كه مى فرماید وَ مِنَ الَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصارى ، أَخَذْنا مِیثاقَهُمْ، فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ ... [۱] واضح است در این آیات به تحریف تورات و انجیل توسط یهودیان و مسیحیان اشاره شده است.

 

در آیه ۴۸ سوره مائده که می فرماید « وَ أَنْزَلْنا إِلَیكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَیهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَیمِناً عَلَیهِ فَاحْكُمْ بَینَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ ...»[۲] قرآن مهمین بر کتابهای آسمانی قرار داده شده است.

كلمه«مهیمن» از ماده «هیمنه» گرفته شده و به طورى كه از موارد استعمال آن بر مى آید معناى هیمنه چیزى بر چیز دیگر این است كه آن شى ء مهیمن بر آن شى ء دیگر تسلط داشته باشد، البته هر تسلطى را هیمنه نمى گویند، بلكه هیمنه تسلط در حفظ و مراقبت آن شى ء و تسلط در انواع تصرف در آن است، و حال قرآن كه خداى تعالى در این آیه در مقام توصیف آن است نسبت به سایر كتب آسمانى همین حال است، چون خداى تعالى در جاى دیگر قرآن فرموده كه قرآن" تِبْیاناً لِكُلِّ شَی ءٍ"- بیانگر هر چیزى مى باشد" است.

پس جمله «وَ مُهَیمِناً عَلَیهِ» متمم جمله «مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَیهِ مِنَ الْكِتابِ» است و آن را توضیح هم مى دهد، چون اگر این جمله نبود ممكن بود كسى توهم كند كه لازمه تصدیق تورات و انجیل این است كه قرآن احكام و شرایع آن دو را نیز تصدیق كرده باشد، به این معنا كه حكم كرده باشد به اینكه شرایع تورات و انجیل هم اكنون نیز باقى است، و قرآن هیچ تغییر و تبدیلى در آن نداده، و همین كه فرمود: قرآن در عین اینكه تورات و انجیل را تصدیق دارد، مهیمن بر آن دو نیز هست، دیگر جاى این توهم باقى نمى ماند، و مى فهماند كه تصدیق قرآن به این معنا است كه قرآن قبول دارد كه این دو كتاب از ناحیه خدا نازل شده، و خداى تعالى مى تواند هر گونه تصرفى در آنها بنماید، پاره اى احكام آن دو را نسخ، و پاره اى دیگر را تكمیل كند.

بنا بر این معناى جمله:«مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَیهِ» این است كه قرآن قبول دارد كه تورات و انجیل و معارف و احكامش از ناحیه خدا نازل شده بود و مناسب با حال انسانهاى قبل از این بود، پس منافات ندارد كه در عین اینكه از ناحیه خدا بوده امروز نسخ و تكمیل شود، چیزى از آنها حذف و چیز دیگرى اضافه شود، همانطور كه مسیح (ع) و یا انجیل مسیح (ع) مصدق تورات بود، و در عین حال بعضى از محرمات تورات را حذف نموده، آنها را حلال كرد و قرآن كریم این معنا را از آن جناب حكایت نموده كه فرمود: «وَ مُصَدِّقاً لِما بَینَ یدَی مِنَ التَّوْراةِ وَ لِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِی حُرِّمَ عَلَیكُمْ».[۳]

پس تصدیق کتابهای انجیل و تورات از جانب قرآن به این معنانیست که هر چیزی که در دو کتاب است مورد تصدیق قرآن است بلکه فی الجمله آنها را تصدیق کرده و به ویژه نزول این دو کتاب از طرف خداوند مورد تصدیق قرار گرفته است و حتی اگر برخی از احکام این دو کتاب در معرض تحریف هم قرار نگرفته باشد، از طرف خداوند منسوخ شده و با اینکه منسوخ شده در معرض تصدیق قرآن قرار گرفته و قرآن مهیمن بر آنها قرار داده شده است.

 

 

 

[۱] .   محمد حسین طباطبایی،  ترجمه المیزان، ج‏۳، ص۹- ۱۰، ترجمه: سید محمد باقر موسوى همدانى، قم،  دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم‏، چ۵، ۱۳۷۴ ش‏

[۲] . مائده، ۴۸.

[۳] . ترجمه تفسیر المیزان، ج۵، ص ۵۷۰-۵۷۱.

Copyright 1999-2017 All rights are reserved to Aalulbayt Global Information Center